تبليغاتX
? سکوت همیشگی

من

مرا اینگونه باور کن کمی تنها ،کمی غمگین، کمی بی کس ،کمی از یادها رفته، خدا هم ترک ما کرده خدا دیگر کجا رفته نمیدانم مرا آیا گناهی است که شاید هم به جرم آن غریبی و جدایی است.

عشق فراموش کردن نیست بلکه بخشیدن است عشق گوش کردن نیست بلکه درک کردن است عشق دیدن نیست بلکه احساس کردن است عشق جازدن وکنار کشیدن نیست بلکه صبر کردن است.

پرسیدم زندگی چند بخش است گفت:۲بخش پرسیدم کدامند ۱کودکی ۲ پیری پرسیدم جوانی چه شد:گفت با عشق ساخت با بی وفایی سوخت وبا جدایی مرد.

با تو آغاز میکنم تو عشق و دنیای منی                           باتوبه آخر می رسم تو خط پایان منی


 

نوشته شده توسط ازیتا در پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387 ساعت 21:57 موضوع | لينک ثابت


نگاه

غربت را نباید درشهری غریب یا در گم شدن لحظه آشنا جستجو کرد هرگاه عزیزت نگاهش را به دیگری تعارف کرد آنگاه تو غریبی.

نمی گم دوستت دارم نمیگم عاشقتم میگم دیوونتم چون اگه یه روز عصبانی بشی میگی بی خیالش دیوونست.

یارب دل دوستان پراز غم نکنی باتیر قضا قامت ما خم نکنی ای چرخ تو را به حق قرآن سوگند یک موی زتن رفیق ما کم نکنی.

در نگاهم خواندی غرق تمنایم هنوز گرچه درجمعم ولی تنهای تنهایم هنوز بی تو امشب گریه هم با من غریبی میکند دیده ذر راه است چشمانم که باز آیی هنوز.


 

نوشته شده توسط ازیتا در پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387 ساعت 21:41 موضوع | لينک ثابت


دلسرد

عصری است غریب وآسمان دلگیر است

 افسوس برای دل سپردن دیر است

 هربار بهانه ای گرفتیم و گذشت

 عیب از من و توست عشق بی تقصیر است


 

نوشته شده توسط ازیتا در پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387 ساعت 21:25 موضوع | لينک ثابت


وداع

پس با من وداع کن وبه پشت سر نگاه نکن

 هرچند که با تو روزهای خوبی پشت سر گذاشته ام

افسوس آنی نیستم که بتوانم باتو سر کنم.


 

نوشته شده توسط ازیتا در پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387 ساعت 21:12 موضوع | لينک ثابت


با خنده بلدنیستم عاشق بشم                                  نه بنده بلد نیستم عاشق بشم

اصلا تو خودتو بکشی من اینم                                    شرمنده بلد نیستم عاشق بشم

 


 

نوشته شده توسط ازیتا در جمعه بیست و ششم مهر 1387 ساعت 19:20 موضوع | لينک ثابت



 

نوشته شده توسط ازیتا در پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387 ساعت 23:4 موضوع | لينک ثابت


جدایی

سلام یه داستان همیشگی براتون تعریف کنم یه روزی روزگاری به یه کسی دل بستم کسی که میگفت دوسم داره و واسم میمیره حرفاش به دلم نشست خیلی دوستش داشتم همیشه نگران بودم اتفاقی براش نیفته مثل مامانا مواظبش بودم همیشه دلم میخواست کاری بکنم که ازم راضی باشه برای همیشه پیشم بمونه اونم بهم قول داد یه قول مردونه منم باورش کردم ولی یادم رفته بود چیزی که خیلی وقته فراموش شده مردونگی و عشق بهم میگفت میشه فرهاد تو قصه ها منم میشم شیرین باید یه چیز میدونستم فرهاد دیگه نیست رفته تو آسمونا ای کاش قدر این لحظه لحظه عمرمونو بدونیم به پای کسی که ارزش نداره حروم نکنیم بعد یه مدت که با هم بودیم اخلاقش عوض شد فکر کردم بخاطر مشکلاتشه خیلی دلم میخواست کمکش کنم ولی این دل ساده ام نمیدونست تنها مشکل اون خودشه یه روز دلمو پس اورد وقتی خواستم دلمو بگیرم دستام لرزید اقتاد ودلم شکست حالا موندم با دله شکسته چیکارکنم برداشتم و گذاشتم تو یه جعبه چون یه دل شکسته رو کسی نمیخواد بجای قلبم یه تیکه سنگ گذاشتم تا دیگه به کسی دل نبندم چون میدونم طاقت بودن با کسی دیگه و شکستن دوبارشو ندارم تنها امیدم به خداست یه دوست خوب دارم که ازش ممنونم که کمکم کرد دوباره بتونم به زندگی برگردم ولی شدم یه مرده متحرک که هیچ دلخوشی ندارم فقط نفس میکشم خدایا کمکم کن فراموشش کنم ای کاش آشناییها نبود تا به دنبالش جدایی ها نبود ای کاش.............................


 

نوشته شده توسط ازیتا در شنبه بیستم مهر 1387 ساعت 22:15 موضوع | لينک ثابت


مرنجان دلم را که این مرغ وحشی زبامی که برخواست مشکل نشیند


 

نوشته شده توسط ازیتا در یکشنبه سی و یکم شهریور 1387 ساعت 1:39 موضوع پیامک | لينک ثابت


دوستت دارم

دوستت دارم نه تنها برای آنچه که هستی بلکه برای آنچه که هستم هنگامی که با توام دوستت دارم نه تنها برای آنچه که از خود ساخته ای بلکه برای آنچه که از من ساخته ای دوستت دارم برای بخش از وجودم که تو شکوفایش می کنی دوستت دارم چون دست بر دل فسرده ام می نهی زنگارهای بی ارزش و بی مقدار به سویی می زنی و نور می تابانی بر گنجینه های پنهانی که تاکنون در ژرفا مانده است.


 

نوشته شده توسط ازیتا در جمعه سی و یکم خرداد 1387 ساعت 0:58 موضوع | لينک ثابت


فراموشم نکن

سردی وجودت را با پاییز غم من به دور بریز و به شانه هایم تکیه کن بگذار نغمه سبز بهار را در گوشهایت زمزمه کنم می دانم می دانم که از پاییز بیزاری اما من پاییز نیستم با من از دردهایت سخن بگو می خواهم تو را بفهمم می خواهم تو شوم تا دیگر فراموشم نکنی.


 

نوشته شده توسط ازیتا در شنبه هجدهم خرداد 1387 ساعت 16:3 موضوع | لينک ثابت


report phishing report abuse This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting